هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
69
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
سبع و در صعود سبعين است و در حقيقت واحد است ، سارى در همه چو فردا بشود سلاح براى « جهاد اكبر » صلاح است و همراه « سالك » بودنش براى طى مرحلهء مناى كعبهء مقصود متحتم مبدأ و منتهاى تو كعبه ما بود مطلوب و غايت المناى ما هم توئى ، ولى عيد وصال حقيقت ما را قربانى قابلى سزد ، و قابل اين قربانى وقتى گردى كه دوئيّت از ميانه بردارى ؛ تا طالب ديدارى ، برسر دارى ، طالب و مطلوب تا يكى نشود ، رخسارهء دلدار در حجاب انيّت نهان ماند : « فارفع الاثنين من البين بقوّت العين » . عناصر اربعه و مواليد ثلاثه را به حمرات شوقيّه در جمره عقبه بدن چون « ابراهيم » ما از خود دور نما ، كه كمينگاه شيطان هواست و تو را صد نمايد از كعبهء دل ما و نفوس ارضيّه و عقول سماويّه را در جمره وسطى و اولى رها كن ، كه دام اولياست . در اينحال هدى ما را اگر گشتى بالغ به كعبه گشتى و بخوان : « اللّهمّ بك و منك و اليك تقبل منّى كما تقبلت من خليلك » . تا جواب شنوى : « عاشقان ، كشتگان معشوقاند . » « انا قتلتهم فانا ديتهم » . تو فانى فى اللّه شدى ، باقى باللّه گردى ، اگر كرّة اخرى به گرد حرم ما گردى ، كه اوّل طواف و سعى تو ، مقدمهء ادراك فناى در ذات بود و ثانيا باقى بالذّات ، و چون با سير ازل و ابد همآغوش و دمساز شدى ، به خلعت « الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً « 1 » » و اليوم « 2 » أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ « 3 » » . مفتخر و سرافراز شوى كه « حج اكبر » را مردانه نمودى ، و حلال است امروز بر تو آنچه از « طيّبات » بر خود حرام نموده بودى ، كه : [ بيت ] گرد بگيرد خون جهان را مالمال * كى خورد مرد خُدا ، الّا حلال بلكه « حلال » تو « حلال » ماست و « امر » و « نهى » تو ، « امر » و « نهى » ماست . [ بيت ] هرچه گيرد علّتى ، علّت شود * كفر گيرد كاملى ملّت شود
--> ( 1 ) . سورهء مائده - آيه 3 . ( 2 ) . عبارت « و اليوم » در اين آيه وجود ندارد . ( 3 ) . سورهء مائده - آيه 4 .